نام مستعار من، تنبور است
منزلش در کوچه ای خلوت منتهی به خیابان شریعتی و با سردری از کاشی ماندگار که نام کیخسرو پورناظری بر آن حک شده است، رخ نمایی می کند. این خانه سال هاست که راوی نغمه های کهن ایرانی است.
سالنامه ایران - ندا سیجانی: منزلش در کوچه ای خلوت منتهی به خیابان شریعتی و با سردری از کاشی ماندگار که نام کیخسرو پورناظری بر آن حک شده است، رخ نمایی می کند. این خانه سال هاست که راوی نغمه های کهن ایرانی است. کیخسرو همانند نامش طبع و سرشتی بلند در هنر و موسیقی دارد و بی تردید خانواده در به دست آوردن این فضایل بی تاثیر نبوده است. پدرش پرویز پورناظری معروف به حاجی خان از شاگردان کلنل علینقی وزیری و درویش خان بود و مادرش، پوراندخت سرحددار، موسس نخستین دبیرستان ملی دختران و نخستین زن دیپلمه در کرمانشاه.



کیخسرو ردیف را از پدر آموخت و شعر و ادبیات کهن را از مادر. زادگاهش، کرمانشاه، مهد موسیقی و نغمه های عرفانی است. در آنجا که تنبور به قداست رسیده و مردمانش از زمان های دور تا به امروز این گنجینه هنر را حفظ کرده اند. نام کیخسرو سال های بسیاری است که با موسیقی پیوند خورده و امروز فرزندانش تهمورس و سهراب رهرو راهپدر هستند. کیخسرو پورناظری آهنگساز و نوازنده تنبور است و آثار شاخصی در کنار دیگر هنرمندان بزرگ موسیقی از خود بر جای گذاشته است اما اختلاف سلیقه و ایجاد فاصله، دیگر آن دوران و آن آثار فاخر را تکرار نکرد و شاید هم کمتر به چشم می خورد.

نام مستعار من، تنبور است

گروه شمس که از سال 59 فعالیت خود را آغاز کرده در شناسنامه این هنرمند قرار دارد و امروز جوانان علاقه مند این گروه را همراهی می کنند، هر چند که این گروه مدت زمان بسیاری است فعالیت سابق خود را ندارد و کم کار شده است. کیخسرو پورناظری این روزها به تدریس موسیقی مشغول است و با عشق هنر خود را به هنرجویانش تعلیم می دهد. او می گوید حال و هوای ساز باید با فضای حسی نوازنده سنخیت داشته باشد. چیزی که امروز کمتر دیده و شنیده می شود. گفتگو با کیخسرو پورناظری را در ادامه می خوانید.

ابتدای فعالیت کیخسرو پورناظری در عرصه موسیقی با ساز تار بود و بعد از انقلاب تنبور با راه اندازی گروه موسیقی «شمس» از سوی شما به جامعه معرفی شد. عده ای بر این نظر هستند صدای تار دلنشین تر از تنبور است و طبع گرمی دارد. در مورد ویژگی های این دو ساز توضیح می دهید؟

- این برداشت با سلیقه من مغایرت دارد. تار در بین سازهای موسیقی ایرانی و موسیقی سنتی سلطان نامیده می شود و سلطان تمامی سازها است. ساز تار بیانگر بهترین احساسات یک هنرمند ایرانی است اما ساز تنبور با وجود ظاهر ساده فیزیکی اش دارای جاذبه هایی است که به نظر من هیچ ساز دیگری ندارد. تاثیرگذاری تنبور بسیار عجیب است. عده ای بر این نظرند تاثیرگذاری هر ساز به تماس انگشتان نوازنده یا ارتباط بدن نوازنده با آن ساز بستگی دارد.

این در حالی است که تار با مضراب که یک جسم خارجی است نواخته می شود و دسته ساز با دست چپ نوازنده به بدن متصل می شود اما صدای تنبور با تمامی انگشتان دست راست لمس می شود و تاثیر عمیق و معنوی بر جان نوازنده می گذارد. من با ساز تار بزرگ شده ام و از همان دوران کودکی نوای این ساز در خانه ما به گوش می رسید و بسیار به تار علاقه مندم اما از زمانی که تنبور رابه دست گرفتم، این ساز چنان خودش را در دل من جای کرد که نوازندگی سازهای دیگر برایم آسان نبود، به گونه ای که سه تار را کنار گذاشتم.

شاید یکی از دلایل جذابیت تنبور برای شما خاستگاه و زادگاه این ساز باشد، فضایی که شما در آن رشد و نمو داشته اید و همیشه صدای تنبور شنیده شده است؟

- من از کودکی با تار بزرگ شده ام و تا زمانی که تنبور به دست نگرفته بودم چندان آشنایی با این ساز نداشتم. تمام فکر و اندیشه من موسیقی سنتی بود و سال های بسیاری است که تنبور می نوازم و با این ساز زندگی می کنم.

چرا تنبور را یک ساز عرفانی و مقدس می دانند؟ آیا قداست آن به این دلیل است که در جمخانه ها و مراسم آیینی نواخته شده است؟

- به عقیده من موسیقی از بدو به وجود آمدنش کاربرد آیینی داشته و وسیله ذکر و نیایش افرادی بوده که با این موسیقی ارتباط داشته اند. بنابراین نخستین کاربرد موسیقی، استفاده آیینی و معنوی بوده و با ادامه یافتن آن، موسیقی های مختلف چون موسیقی رزم، موسیقی بزم، موسیقی کار و اصناف و ... به وجود آمد. اما تنبور همسان حالت های آیینی خود را ادامه داد و شاید علت بکر ماندن این ساز ادامه حیات آن در مناطق کوهستانی و ارتباط کم مردم با شهر بوده،

این امر سبب شده تمدن جدیدی به این مناطق وارد نشود و ساز تنبور درهمان بستر طبیعی خود حالت معنوی اش را تابه امروز نگاه داشته است. این دلیل عرفانی بودن و قداست ساز تنبور است، اما به شخصه باید بگویم برای من همه سازها مقدس هستند و ارزش معنوی دارند. منتهای مطلب با تغییر کاربرد و استفاده هر کدام از این سازها تاثیر و ارزش آن هم متفاوت شده است.

با وجود این آیا می توانیم بگوییم شهری شدن ساز تنبور و قرار گرفتن آن در کنار دیگر سازها به ویژه سازهای الکترونیک اندکی از قداست تنبور کم کرده است؟

- با توجه به تجربه ام و با وجود پیشینه ساز تنبور که به امروز رسیده است، باید بگویم حال و هوایی در این ساز وجود دارد که اگر با سنخیت و فضای حسی نوازنده یکی باشد، همان قداست و معنویت را خواهد داشت. اما اگر به دست افرادی بیفتد که حس و حال امروزی دارند و به موسیقی نگاه تکنیک و صنعتی می کنند، این ساز و نوا تاثیری نخواهند داشت. در حال حاضر هم افراد بسیاری هستند که تنبورنوازی می کنند و نوازندگی آنها انسان را مسحور و مبهوت کرده اما بالعکس نوازندگی برخی از نوازندگان هیچ اثری ندارد. این همان سنخیتی است که باید در وجود نوازنده باشد. اگر نوازنده روانش با روان ساز هماهنگ باشد، نوازندگی او همان تاثیر روزگار کهن را خواهد داشت اما شاید همه نوازنده ها اینگونه نباشند.

نام مستعار من، تنبور است

با توجه به سابقه تدریس آیا هنرجویان این

http://www.bartarinha.ir/fa/art